سلوک عاشورايی (۱)

** بسم رب الحسين **

... سلوک عاشورايی ...

سالك شدن با عاشورا؟ سلوك حقيقي و درست سلوكي است كه با ولي الله باشد. عاشورا اين ظرفيت رو داره كه دست افراد رو بگيره و به كمال برسونه . گاهي سلوك بر محور عقل جزوي است در مقابل عقل كلي يعني عقل مخلوط با هواي نفس و اميال نفساني.

سلوك عاشورايي سلوكي است با ولي الله المعصوم است و راه را او  براي ما تنظيم ميكند. به امام حسين (ع) ابا عبدالله ميگويند. چرا؟ معناي ظاهري آن اين است كه چون ایشان فرزندي داشتند به نام عبدالله، ولي معناي حقيقي آن يعني سرپرست است بر هر كه ميخواهد بنده خدا شود. سلوك عاشورايي بدور از خطاست.

سنديت زيارت عاشورا از امام باقر‌(ع) نقل شده كه به علقمه فرمودند، به نقل از پدر بزرگوارشون، ايشون هم از پدر بزرگوارشون تا ميرسه به پيامبر اكرم (ص) به نقل از جبرئيل و ايشان هم از جانب خدا٬ يعنی حديث قدسی است از طرف پروردگار. نکاتی در زيارت عاشورا نهفته است که آدم رو به حيرت وا ميداره. درسنامه اين سلوك عاشورايي در زيارت عاشوراست. پله های اين سلوك را ميتوان از زيارت عاشورا به دست آورد.

اولين مرحله از سلوك به سمت حق:

لقد عظمت الرضيه و جلت و عظمت المصيبته ...

اولين منزل٬ بلايی است که بر سر امام آمد. اولين قدم را ولی الله با بلايی که بر سرش آمده بر ميدارد تا دست ما را بگيره. در اين شکی نيست که محور هدايت عالم٬ ولی الله٬ انبياء و اولياء هستند. اما با چی؟ با چه کاری از کارهاشون دست ديگران رو ميگيرند و ميبرند بالا؟ با بالاترين و افضل اعمالشون٬ که بلاهای معصومين است. آنها در اين مصيبت ها و بلاها بدون اينکه شکايت و شکوه کنند٬ عابدانه صبر ميکنند و خداوند هم به واسطه اين بندگی خالصانه رحمت نازل ميکنه٬ نه فقط بر آنها بلکه رحمت واسعه.
حضرت يوسف (ع) خيلی بلا ديد و خالصانه و خاضعانه زير بلا عبادت و بندگی کرد. امام صادق (ع) می فرمايند: يوسف (ع) بلا کشيد ولی رحمتش بعدا نصيب امتی شد: مردم مصر قحطی از سرشان گذشت٬ برادرانش در آن مدت به جايی رسيدند که عذرخواهی کردند٬ پدرش يعقوب هم با گريه ها غافل نبود از خدا و رحمتش پس قرب پيدا کرد.

حالا بعدا ميگوييم که اين رحمت ها نصيب چه کسانی خواهد شد. ولی اگر ما جدا درک ميکرديم مصائب و بلاهايی که معصومين ما کشيدند لحظه ای تاب نمی آورديم. چون در روضه ها زياد شنيديم کمتر به عمق بلا توجه ميکنيم. کتک خوردن حضرت زهرا (س) علی(ع) را پير کرد .....
اما همه آنها به مصيبت اباعبدالله که ميرسند ميگويند:

لا يوم کيومک يا اباعبدالله ...

تمام انبياء و اولياء محتاج بودند به گريه بر سيدالشهدا. چراش رو هم بعدا ميگيم ايشالله٬ فعلا با يک حکايت عجيب تمام ميکنيم:
۳۵ سال پيش در تهران٬ عالم برجسته ای به نام آقا ضياءالدين دری٬ فيلسوف و عالم و مجتهد فقهی بود و در عين حال ذاکر اباعبدالله هم بود. جوانی از ايشان پرسيد منظور حافظ از اين بيت چيست؟

مريد پير مغانم ز من مرنج ای شيخ
چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

ايشان در جواب روی منبر داستان حضرت آدم (ع) را گفتند و اينکه آدم وعده کرده بود که از آن گندم بهشتی نخوره ولی خورد اما امام علی (ع) که وعده نکرده بود ولی يکبار هم نان گندم نخورد. پس مراد از پير مغان٬ علی‌ (ع) و مراد از ای شيخ٬ حضرت آدم (ع) است.

اين تمام شد و همان سال اين عالم بزرگدوار از دنيا رفتند. سال بعد آن جوان همان شب خواب آقا ضياء را ميبيند که به جوان گفت: الان که آمدم اينور زاويه ديگری از آن بيت را ديدم: حضرت ابراهيم وعده کرده بود اسماعيلش را ذبح کند ولی اين امام حسين (ع) بود که هر چه داشت برد و داد  ..... علی اکبر .... علی اصغر .... سه ساله دختر .....

السلام عليک يا باعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک .....

*****

ادامه دارد ...

برگرفته شده از سخنان گهربار حجه الاسلام والمسلمين حاج آقای عالی در دهه اول محرم

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸۳

باز محرم شد و دلها شکست ...

** بسم رب الحسين **

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است

جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

 

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان

طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

 

بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است

سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است

 

لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن

نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است

 

ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار

در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است

 

چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند

کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است

 

هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را

با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است

 

تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید

بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است

 

عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست

درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است

 

هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما

کربلا ای کربلا ای کربلا ای کربلا

 

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ بهمن ،۱۳۸۳

گفتار شهيد ...

** بسم رب الشهداء و الصديقين **

 

شهيد چشمه آتشي است كه در خرمن ظلم ميسوزد و آب رواني است كه بر كوير تشنه عدالت جاري مي شود.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 

گفتار شهيد:

.::  حضرت امام در ما بتهاي ظاهر و باطن را شكست و با انقلاب اسلامي، خانه حقيقي را بنيان نهاد كه كعبه دلهاي ناس است. "اُم القرآن" است، بيت عتيق است و اسوه قيام ناسي كه نه شرقي و نه غربي است. ::.

. ـ . شهيد سيد مرتضی آوينی . ـ .

 

اللهم عجل لوليک الفرج ...

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳

دهه فجر مبارک!!

** هو  المحبوب **

 

<<  انقلاب ما هبوط مذهب است                              

                              انفجار نور در عصر شب است >>

 




... در کوچه باغ خاطرات انقلاب ...

 

(حجت الاسلام و المسلمين محتشمی)

امام در حالی به ايران وارد شدند که شور و شعف بر مردم حاکم بود و خود ايشان هم تعبير جالبی در اين مورد دارند. بعد از سخنرانی در بهشت زهرا امام اظهار تمايل کردند که به داخل جمعيت بروند. يک عکس هم از امام هست که نه عمامه دارند و نه عبا و وسط جمعيت گير افتاده اند. امام فرموده بودند که:

من احساس کردم که دارم قبض روح ميشوم.

تعبير امام اين بود که:

بهترين لحظات من همان موقعی بود که زير دست و پای مردم داشتم از بين ميرفتم.

*****

(سرتیپ محسن رفيقدوست)

خاطره ای که دارم مربوط به روز ۱۵ بهمن٬ يعنی سومين روز ملاقات حضرت امام بود که بهد از ظهر خواهران به ملاقات امام آمدند. به هنگام شب ما از اورژانسی که در مدرسه مستقر کرده بوديم٬ آمار گرفتيم و متوجه شديم که آن روز حدود ۸۱۷ نفر از خانمها غش کرده بودند. خوب وقتی که آنها غش می کردند٬ مجبور بوديم که آنها را روی برانکارد قرار دهيم و مواظب باشيم که مو و دست و پای آنها پيدا نباشد. اين مسئله به حضرت امام عرض شد و پيشنهاد شد که : اجازه دهيد خانمها به ملاقات شما نيايند.

با شنيدن اين جمله امام فرمودند:

شما خيال می کنيد که اعلاميه های من يا سخنرانيهای شما شاه را بيرون کرد؟!
همين زنها شاه را بيرون کردند. با آنها با احترام رفتار کنيد.

*****

 

<<  انقلاب ما ظهور نــــور بود                              

                              نعره دف٬ ناله تنبــــور بود >>

 

 

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳

عيد غدير مبارک! ...

** هو المحبوب **

 

سلام عليکم!

عيد غدير خم٬ عيد ولایت و امامت رو اولا به پيشگاه مقدس حضرت صاحب الامر٬ بقيه الله الاعظم٬ مهدی (عج) و سپس به همه شما دوستداران و محبان ولايت و علی(ع) تبریک و تهنيت ميگم.

... من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه ...

 

... عيد غدير خم مبارک! ...

جلوه ‏گر شد بار ديگر طور سينا در غدير
ريخت از خم ولايت مى به مينا در غدير

رودها با يكدگر پيوست كم‏كم سيل شد
موج مى‏زد سيل مردم مثل دريا در غدير 

هديه جبريل بود« اليــوم اكملــــت لكم»
وحى آمد در مبارك باد مولى در غـــــدير 

با وجود فيض« اتممت عليـــكم نعمتى»
از نزول وحى غوغا بود غــــوغا در غـــدير

برسر دست نبى هركس على را ديد گفت‏
آفـــــــتاب و مــــاه زيبــــــا بود زيبــا در غدير 

بر لبش گل واژه «من كنت مولا» تا نشست‏
گلبُن پاك ولايــــت شـــد شكــــوفا در غديـــر 

« بركه خورشيد» در تاريخ نامى آشناســـــت‏
شيعه جوشيده ‏ست از آن تاريخ آنجا در غدير 

گرچه درآن لحظه شيرين كسى باور نداشت‏
مى‏توان انـــــكار دريا كرد حـــتى در غــــــدير 

باغبان وحى مى‏دانســــت از روز نخســــت‏
عمر كوتاهى ‏ست در لبخنـد گل ها در غدير 

ديده‏ها در حسرت يك قطره از آن چشمه ماند
اين زلال معـــــرفت خشـــــكيد آيا در غـــــدير؟ 

دل درون سينه‏ها در تاب و تب بود اى دريــــغ‏
كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدير 
 

 

غدير ... 

غدير روح ماندگار معنا است.

غدير حديث حادثه اي والا است.

غدير برکـــه اي فزونتر از دريا است.

غدير تداوم رســـالت و توحيـــد است.

غدير بازتاب فريادهاي خورشيدي است.

غدير چشمه جوشان عشق و ايمان است.

غدير خطي از خدا تا امـتداد همه تاريخ است.

غدير يادگار يادها و تلاوت ارزشــهاي تاريخ است.

غدير حاصل جمع عشق و ايمان و اســتقامت است.

غدير فرزند سعي ساره و هجر هاجر و زمزمهء زمزم است.

غدير جان بخش دلها، همچون دم عيساي مسيح، و متبرک از زهد زکرياي پيامبر(ع) است.

غدير عطر دل انگيز نعمت ولايت و موهبت هدايت است!

  

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۳

ليلی و مجنون ...

** بنام آنکه عشق را آفريد **

 

سلام!

بعد از تبريکات همه جانبه (و البته با عذرخواهی بابت تاخير) به مناسبت عيد سعيد قربان اومدم يه شعر تقديم کنم! البته معلومه که مال خودم نيست  ولی بعد از مدتها دوباره چند روز پيش ديدمش٬ گفتم شما هم بخونين  ....

 

... ليلی و مجنون ...

 

شنيدستم که مجنون وقت مـردن          به هنگام ممــــــات و جان ســــپردن

گروهــی از ســـــر رحم مــــــــروت          ســـــپردنـدش در خـــــــاک مذلـــــت

به بالينــــــش نکــــير و منکـــر آمد          در آن دم دو فرشــــــته حاضـــر آمـــد

به کـــف هر دو عمــــود آتشـــينی          که ای مجنون بگو دينت چه دينيست

بگفتا دين من ليلـی اسـت ليلـی          ظريف مجاســـم ليلــی است ليلــی

بگفتندش ، بگو قبلت کدام اسـت          بگفتا صـــــورت ليلــی همان اســــت

بگفتندش ، ز پيغمبــــــــر که داری          بگفتا ابــــــــروی ليلــی اســــت باری

بگفتندش، از امامانــــت بفــــــرما          بگفتا جملــــــــگی ليلــی اســـت والا

چو بشنيـدند اين گشتن غضبناک          کشيـــدن پيکرش را بر ســـــر خــــاک

بگفت مـجنون شماها هوش داريد          حديثـــی من بگويـــــم گوش داريــــد

مپنداريـد که من ليلــی پرستــــــم          که من ليـــــلای ليلــی می پرستــم

عتاب آمد که از او دســــت بداريـــد           که او را در بهشــــتش وا گـــذاريــــد

که او هم نعشه ای از جانب ماست          که ما محبــوب او هم طالب ماست

خداونـــــدا ! بحق کـــاف و هم نــون          که در محشـر رسان ليلی به مجنون

 

يا علی

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳

عرفه ...

** بسمک المعشوق ای عاشقترين **

 

... عرفه ...

                             

 

روز نهم ذي الحجه به عرفات برو و در آنجا توقف كن. وقوف! اما نه مى‏گويم وقوف درعرفات. وقوف در اينجا ركود و در جا زدن نيست‏ بلكه تحرك و نشاط است. وقوف درعرفات به منزله شناخت و عرفان انسان به معارف الهى است. بدان! خداوند به نيازهاى تو واقف است و هم اوست توانا بر نيازهايت. خود را به او بسپار و بنده او باش. اما "عرفات" سخن از شناخت است.

عرفات ‏است كه ‏معرفت ‏بين آدم و حوا در اين مكان صورت گرفت و آدم به گناه اعتراف كرد.

ابراهيم نداى "عرفت، عرفت" سر داد.

عرفات سرزمين اشك و دعاست.

عرفات سرزمينى است كه خداوند به خاطر اشكها و دعاهاى زائران به فرشتگان مباهات مى‏ورزد.

سرزمينى كه گناهان در آن بخشيده مى‏شوند.

سرزمينى كه خيال بخشيده نشدن در آن، خود گناه بزرگى است. حتى كسانى كه هنوز متولد نشده‏اند، اميد است مورد لطف قرار گيرند.

عرفات سرزمينى است كه به عرصات قيامت ماند كه خلايق همه جمعند و هركس به دعا مشغول، و در انتظار رد و قبول، بيرون دروازه‏اند. مى‏خواهند نزد مولايشان حضور يابند. ابتدا بايد پشت در بايستند تا اجازه ورود بگيرند. بايد بنالند تا به حرم(مشعر) راه يابند چقدر بنالند؟ چگونه بنالند؟... تا ننالند به حرم راه نيابند آنگاه كه پاك شوند، وارد حرم شوند. خانه خدا پاك است و مهمان پاك مى‏پذيرد.  پس دعا كنند.

روز عرفه  روز دعاست. انسان جز دعا مالك چيزى نيست نه تنها مالك مال نيست ‏بلكه مالك اجزاء و جوارحش نمى‏باشد. ما جز تضرع و دعا سلاحي نداريم ، دشمن درون ما تنها با اشك رام مى‏شود. و "سلاحه البكاء". يا از ترس جهنم مى‏نالد يا گريه شوق دارد كه چرا به بهشت نرسيده، چرا از هجرانش ننالد؟

عرفات سرزمينى است كه بهترين مردان خدا در آن توقف كرده، دعاها و اشك‏ها داشته اند، و در هر سوى اين دشت ردّ پاى مهدى است.

عرفات با اشكهاى مقدس سيدالشهدا ابا عبدالله الحسين‏ عليه السلام در روز عرفه به هنگامه خواندن دعاى عرفه متبرك‏تر شد.

اماما! در اين دشت چه خواندى؟ كه هنوز دشت، از نام تو عرفان دارد. شب از ياد تو عطرآگين است. آسمان رنگ خدايى دارد. سنگهاى جبل‏الرحمه همه نالانند. سرزمين، سرزمين شهادت، معرفت و عرفان است مى‏داند چه كسى بر روى آن گام مى‏نهد. چرا آمده؟ چگونه بر مى‏گردد؟  "اى حسين"‏ اى مرد عرفان در دعاى عرفه چه گفتى كه حاجيان همه گريانند؟

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك لا الهَ الاّ اَنْتْ عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ

خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم جز تو خدايي نيست كار بد كردم و بخود ظلم نمودم به گناه خود اعتراف مي كنم تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني

 

خدايا، من در آن حال كه بى‏نياز و توانمندم، به تو نيازمندم، پس چگونه در حال فقر نيازمند تو نباشم. خدايا من كه در عين‏ دانايى، نادانم، چگونه در حين جهل، نادان نباشم!

خدايا! چقدر تو به من نزديكى و من از تو دورم! و چقدر نسبت ‏به من مهربانى. پس چيست كه بين من و تو حجاب افكنده است!؟

خدايا، هر گاه گناهانم مرا گنگ گردانيد، كَرم تو زبان مرا گشود و هرگاه كه صفات ناپسندم مأيوسم ساخت، الطاف بى‏پايانت‏ مرا به طمع واداشت!

خدايا، رشته اميدم از تو نمى‏گسلد گرچه تو را سركشى نموده‏ام وهرچند تو را عبادت كنم باز دهشت مرا رها نمى‏سازد. كاينات مرا به سوى تو رهنمون مى‏گردند و يقينى كه به كرم تو دارم مرا به‏ سويت مى‏كشاند.

خدايا! چگونه رداى بينوايى درنپوشم، در حالى كه مرا درجايگاه فقرا نشانده‏اى و چگونه خويشتن را فقير بنامم با آن كه‏ تو با بخشش خود بى‏نيازم ساخته‏اى!


دعای عرفه - شيخ حسين انصاريان

خوشا بحال كسى كه پس از غروب عرفه كه از گناهان پاك شود، بار ديگر گناه نكند. امام صادق‏ عليه السلام فرمود: "هنگامى كه روز عرفه به پايان انجاميد و شب فرا رسيد، فرشتگان به دوش انسان زده و مى‏گويند "اى زائر خانه خدا گذشته‏هاى تو بخشيده شد، مواظب باش كه در آينده، چگونه‏اى؟ سلام بر كسانى كه غروب عرفه را در عرفات درك كرده، و به جايى رسيده‏اند كه بفرموده رسول خدا خداوند فرشتگان را براى بخشش خود گواه گرفته و مى‏فرمايد: "اشهدكم انى قد غفرت لهم."

 

التماس دعای فراوان ...
اللهم عجل لوليک الفرج

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۳