يا محول الحول والاحوال٬ حول حالنا الی احسن الحال

** هو اللطيف **

 

فرا رسيدن بهار زيباي طبيعت همراه با عشق حسيني را به همه شما عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام تبریك عرض ميکنم.

 

سلامی به طراوت و شادابی بهار به همه دوستان گل!

يک سال ديگه هم گذشت٬ با همه خوشيها و سختيهاش٬ با همه پستیها و  بلنديهاش. يکسال بزرگتر شديم٬ يکسال به مرگ نزديکتر شديم٬ يکسال عمر گرانبهاييه که سخت بايد در ازای لحظه به لحظه اون جواب بديم و پاسخگوی تک تک کارهامون باشيم٬ چه اونها که انجام داديم و چه اونها که شايد کوتاهی کرديم و انجام نداديم ....

بله يکسال گذشت٬ به همين راحتی!

بر لب جوی نشين و گذر عمر ببين

توی اين يکسال بايد علاوه بر بزرگتر شدن٬ بايد بهتر٬ خوبتر٬ داناتر٬ عاقلتر٬ فهميده تر٬ آگاه تر و از همه مهمتر آدمتر شده باشیم. ولی حالا حقيقتا چقدر تونستيم توی کسب اين «تر» ها موفق باشيم. چه فرصتی بهتر از پايان سال برای يک ارزيابی دقيق و انشالله مفيد. حالا که سال داره نو ميشه٬ فصل بهار داره شروع ميشه و طبيعت داره از نو متولد ميشه٬ بهترين فرصت برای اينکه ما هم يک نگاهی به خودمون بندازيم و ببينيم واقعا توی اين يکسال گذشته چقدر به هدفهامون نزديک شديم و رشد کرديم؟ چقدر تونستيم خدا رو راضی نگه داريم؟ چقدر تونستيم دل آقامون رو شاد کنيم؟ يا اينکه چقدر با کارهامون دل آقا رو خون کرديم؟ بيايم ببينيم چقدر مسلمان٬ مومن و شيعه بوديم؟ 
با يه خورده حساب کتاب کردن ميتونيم بفهميم کجای کاريم. يه استاد داشتيم هميشه ميگفت توی هر موضوع کاری٬ آدم بايد هر از گاهی بياد عقب و از دور همه چی رو نيگاه کنه٬ يک نگاه کلی تا اصل قضيه رو فراموش نکنه. به نظرم حرف خيلی جالب و بجاييه٬ يعنی نه تنها توی درس و کار بلکه توی همه چی٬ آدم بايد هر چند وقت يکبار يک نگاه کلی بکنه و هدفها رو مرور کنه٬ مسيرش رو چک کنه٬ پيشرفتش رو بسنجه. اينجوری اشکالهای کار رو راحت تر و سريعتر پيدا میکنه.

اين آخر سالی با يک بازنگری اساسی به همه چيز ميتونيم موجبات تحول خودمون رو فراهم کنيم. مگه موقع سال تحويل دعا نميکنيم که :

يا مقلب القلوب و الابصار٬ با مدبر اللیل و النهار٬ يا محول الحول والاحوال٬
حول حالنا الی احسن الحال

اگه واقعا قصد تحول داريم ميتونيم با کمی تامل و فکر کردن اندر احوالات خودمون مقدمه خوبی رو براش فراهم کنيم٬ چون اصل اون حول نياز به نظر اوس کريم داره! انشاالله که بتونيم همونطور که خونه هامون رو خونه تکونی کرديم٬ دلهامون رو هم يک تکون حسابی بديم و هرچی که غير اوست بريزيم بيرون تا بلکه به او نزديکتر بشيم و حضور بيشترش رو در دلمون احساس کنيم.

برای همتون آرزوی سال بسيار خوب و با برکتی ميکنم و اميدوارم هر جا که هستين زير سايه امام عصر (عج) موفق و سربلند باشين و افتخار آفرينانی باشين برای ميهن و دينمون انشاالله. برای فرج هم خيلی دعا کنيد٬ دعا كنيد امسال سال ظهور مولا و سرورمون مهدي (عج) باشه و توفيق درک ظهورش رو داشته باشيم.

اين هم از آخرين پست ما در سال ۱۳۸۳! راستی از کجا معلوم سال ديگه اين موقع باشيم  ...... دوستان ما رو حلال کنين.

التماس دعا - دعا در لحظه سال تحويل فراموش نشه!

يا حق

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸۳

جامعه ؟

** هو القادر **

 

جامعه٬ چيزی جز اجتماع <<من>> و <<تو>> نيست.

 اگر من و تو به فکر اصلاح نباشيم٬ پس چه کسی مسئول است؟

************


راستی: در جواب به سئوالات دوست عزيز هاشم جان٬ من تا جايی که بتونم و وقتم اجازه بده٬ تحقيق ميکنم بعد انشاالله يک مطلب با همان عنوان مينويسم. فقط الان کمی از لحاظ وقت در مذيقه هستم٬ انشالله سر فرصت ولی قول ميدم در اسرع وقت .... يادم رفت بگم سوال ايشون راجع به زيارت عاشورا و روشهای ختم اين زيارت و نسخه های مختلف آن بود٬ اگر که بقيه دوستان هم اطلاعات و نکاتی ميدونن و  به ذهنشون ميرسه٬ خوشحال ميشم من رو هم راهنمايی کنن. منتظر نظرات شما هستم. يا حق.

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸۳

... اثرات مبتلا شدن به مصيبت اباعبدالله

** هو الرحمان **

 

چندی پيش توی تهران فردی بنام (مرحوم) سيد کريم محمودی تهرانی کفاشی داشت. مرد بسيار متواضع و آبرومندی بود که نون دست رنج خودش رو می خورد. زهد يگانه ای داشت. از عاشقان آقا امام زمان (عج) بود٬ خيلی عجيب ارتباطی داشت با آقا. ما در زندگينامه هيچ کسی نخونديم که کسی با امام زمان (عج) شوخی داشته باشه! ولی اين سيدکريم اينگونه بود:

يکبار مشکلات مادی زياد ميشه و پول اجاره خونه چند ماه رو نداشت. صاحبخانه با اينکه مرد محترم و خوبی بود ولی اينبار به سيد کريم گفت من خونه ام رو نياز دارم و در جواب سيد برای مهلت ديگری تا پيدا کردن جايه ديگه ای گفت: ديگه بچه هام بزرگ شدن و خونه رو نياز دارم. ديگه راضی نيستم توی خونه من باشی!  با شنيدن اين حرف سيد سريع وسايل و اسباب منزل رو جمع کرد و از خونه اون اومد بيرون ولی چون جايی رو نداشت همان جا کنار کوچه با يک پرده ای پوششی برای اهل و عيالش درست کرد تا بره دنبال جايی. در اين ميان امام زمان (عج) به دیدنش آمدند و فرمودند: سيد دنيا هميشه دار بلاست و بايد در مشکلات و سختيها مدارا کرد. ايشون هم به امام رو کرد و گفت: هرچی شما بگين٬ شما زياد بلا کشيدين٬ ولی مستاجری نکشيدين!!

اين سيد بزرگوار بطور مکرر خدمت امام زمان (عج) ميرسيدند٬ گاهی هر هفته. از چنين فردی پرسيدند که شما چيکار کردين٬ چی شد که اينجوری شدی؟ ميگوید من عاشق ديدن امام زمان (عج) بودم. يکشب پيامبر اکرم (ص) را در خواب ديدم. حضرت فرمودند: اگرميخواهی راه برايت باز شود٬ صبح و شب برای حسينم گريه کن! ايشان يکسال صبح و شب برای امام حسين (ع) گريه کرد تا به اون درجه رسيد.

آدم زيارت ناحيه مقدسه رو بخونه و دقت کنه به معنای اون. اين روضه امام زمان (عج) است برای امام حسين (ع)  و واقعا جانسوز است. آنجا داره که آقا هر صبح و شب برای امام حسين (ع) گريه ميکنند و اگر اشکشان خشک بشه خون گريه ميکنند. مصيبت اباعبدالله (ع) خيلی عظيم است و گريه در عزای اون حضرت کليد و راه گشای ماست٬ و اين همان مبتلا شدن به مصيبت و بلای امام حسين (ع) است و يکی از مراحل سلوک عاشورايی است.

{توجه : آرزوی ديدن امام خوبه ولی نبايد هدف بشه. هدف رضايت است.}

 

واسئل الله بحقکم و بشأن الذی لکم عنده ان يؤتينی بمصابی بکم افضل ما يؤتی مصاباً بمصيبته

 

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۳

رمزی از رموز قرآن ...

** هو الرئوف **

 

رمز اول سوره مريم :        کهعیص

 

ک                   ه                   ع                   ی                   ص

کربلا            هلاکت          عطش         يزيد           صبر

 

... کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا ...

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۳

سلوک عاشورايی (۳)

** بسم رب الحسين **

... سلوک عاشورايی ...

مرحله سوم:

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد ...
السلام عليک يا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ...

اشاره به قدم سوم اين سلوک در زيارت عاشورا در قسمت لعن و سلام آشکار ميشود.

لعن و سلام = تبلی و تبری

معنا نداره بگيم ما عاشورايی هستيم ولی موضع گيری نکنيم٬ يعنی هر فرهنگ و دينی برايمان فرقی نکند. اين را بايد بدانيم که در دنيا از اول تا آخر دو جريان بيشتر نيست که هميشه هم در مقابل هم هستند: حق و باطل٬ ولايت الله و ولايت الشيطان. اين دو٬ دو فرهنگ ايجاد کردند و در اين عالم خط کشی کردند. اين را در آيت الکرسی هم داريم. ما بايد با ولايت باشيم٬ اون هم ولايت صحيح٬ ولايت حق٬ ولايت اهل بيت (س).

خوشا به حال کسی که اگه الان امير المومنين (ع) وارد زندگيش بشه٬ بلند نشه يک سری چبزها رو پنهان کنه٬ که ايشون بگن فلانی اينها در ولايت و در شيعه ما نيست. خيلی از ما شرک در ولايت داريم يعنی مقداری از ولايت علی (ع) را دارين و  مقداری از ولايت ديگران! کسی که مقام لعن و سلام یعنی تولی و تبری رو داشته باشه ميرسه به مرحله چهارم٬ آخرين مرحله اين سلوک عاشورايی. 

مرحله چهارم:

ان يجعلنی معکم فی الدنيا والآخرة و ان يثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنيا والآخرة ...
و اسئله ان يبلغنی المقام المحمود لکم عند الله و ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور ...

مقام محمود بالاترين مقام است و یعنی اينکه در دنيا و آخرت با آنها باشيم. چنين شخصی ميتونه حتی با درک نکردن ثارالله ولی بقية الله رو درک کنه و مقام سربازی آقا امام زمان (عج) رو داشته باشه. توی زيارت عاشورا از خدا ميخواهيم تا ما رو به اين به اين مقام برسونه و لياقت حضور در کنار وليش رو به ما بده برای گرفتن انتقام خون اباعبدالله (ع) و یارانش ...

اين سلوک٬ سلوکی است که درويشی و انزوا نداره. خدا توفيق قدم برداشتن در اين راه رو به مابده - آمين.


السلام عليک يا باعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ...

*****

برگرفته شده از سخنان گهربار حجه الاسلام والمسلمين حاج آقای عالی در دهه اول محرم

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۳

سلوک عاشورايی (۲)

** بسم رب الحسين **

... سلوک عاشورايی ...

سلوك عاشورايي ۴ مرحله دارد که اگر بخواهيم با هدايت معصوم راه را طی کنيم بايد در اين ۴ مرحله قدم بگذاريم.

مرحله اول:

لقد عظمت الرضيه و جلت و عظمت المصيبته ...

قدم اول اين سلوک رو معصوم بر ميداره چون قرار است او محور و جلودار باشه. معصوم وسيله قرب به پروردگار است. حالا بلا هرچی وسيعتر باشه٬ رحمت و عنايتی که خداوند ميفرسته خيلی وسيع است. در بلای امام حسين (ع) ميبينيم که بلا اينقدر عظيم بود که رحمتش بی پايان است٬ آنقدر که حضرت شد رحمت الواسعه٬ و نه فقط عبدالله بلکه اباعبدالله ... حسين (ع) سفينة النجاة است٬ اين کشتی نجات نه تنها اوسع٬ يعنی وسيعترين وسيله است بلکه اسرع يعنی سرسعترين هم هست: در عرض چند دقيقه حرّی را که تا چند لحظه پيش در قعر جهنم بود به بالاترين نقطه بهشت میرسونه. حالا ببينيم کيا از اين رحمت واسعه بهره مند ميشن؟

مرحله دوم:

واسئل الله بحقکم و بشأن الذی لکم عنده ان يؤتينی بمصابی بکم افضل ما يؤتی مصاباً بمصيبته ...

بهره بردن از بلای معصوم اين است که غافل از بلای او نباشيم و مبتلا به بلای او بشيم٬ رنگی از درد او رو بگيريم برای اينکه سنخيتی با او بگيريم. الان در زمان ما سنگينترين بلاها بر امام زمان است. تمام ظلمهای عالم را ميبينهو احاطه داره و بايد صبر کنه. من و شما دو تا ظلم ببينيم شب خوابمون نميبره! اونوقت آيا اين اوقع زيادی نيست که ما غافل باشيم در زندگی خودمان غرق باشيم ولی بخواهيم که عنايت خاص هم به ما بشود؟!

پس قدم دوم از اين سلوک عاشورايی مبتلا شدن به بلای امام است. در قرآن در داستان حضرت يوسف داريم که بعد از اينکه برادرانش يوسف را در چاه انداختند٬ به دنبال زندگی خودشان رفتند و فقط يعقوب بود که به بلای يوسف مبتلا شد و گريه کرد. يعقوب نماد کسی است که مبتلا شده به بلای معصوم و برای همين هم خيلی بالا ميرود. ما بايد بلا را درک کنيم٬ از خدا بخواهيم که درد اولياء رو به ما هم بچشاند. اين درد درمان است در حقيقت نه درد.

تمام انبياء و اولياء برای اباعبدالله سوختند و با گريه بر ايشان بالا رفتند. در روايت داريم:

ملائکه داستان عاشورا و امام حسين (ع) را برای حضرت ذکريا ميگويند. ايشان تا سه روز فقط گريه ميکرد. بعد هم از خدا خواست تا فرزندی به او بدهد تا مانند او باشد. فرزند شد يحيی بن ذکريا٬ که مشابه اباعبدالله هم شهيد شد٬ سرش را بريدند.

گريه آدم را همدرد ميکنه و از خودش بيرون ميبره٬ با ديگری همراه ميکنه. بايد در عزای حسين (ع) گريه کرد تا مبتلا سد به مصيبت آن حضرت.


السلام عليک يا باعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

*****

ادامه دارد ...

برگرفته شده از سخنان گهربار حجه الاسلام والمسلمين حاج آقای عالی در دهه اول محرم

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۳