ما اومديم ........... ولی داريم ميريم!!

** بنام تنها پناه آشفتگان ديار سرنوشت **

 

 

 

سلام به همه دوستان گلم!

 

 

شرمنده ام از روي همتون از اينكه نتونستم توي اين مدت بيام اينجا .... يعني ديگه برام يقين شد كه با شما بودن و از شما استفاده كردن و اينجا نوشتن همش توفيق ميخواد كه توي اين مدت از ما سلب شد .... راستش مطالب زيادي رو دوست داشتم كه با آپديت مرتب تقديم كنم ولي نمي دونم چرا اصلا نمي شد، در هر حال دوباره اومديم ولي باز هم بايد بريم! اما اين رفتن كجا و اون رفتن كجا !!!! مي خواستم اول كلي بهونه بيارم واسه اينكه اين چند وقتا دير به دير ميومدم و زياد نبودم ولي پشيمون شدم ... بذار اول خبري رو بدم كه توي اين چند روزه حسابي حالمو عوض كرده .....

 

بالاخره بعد از سالها غربت و دوري عازم وطن هستم .... سالها گذشت و در انتظار يك همچين روزي ثانيه شماري ميكردم، حالا اون از راه رسيده و من باورش برام سخته .... خلاصه همينو بگم كه انشاالله اگه امام رضا (ع) هم بطلبه و بعد از سالها چشمم به گنبد طلاش و دستم به ضريح با صفاش برسه نائب الزياره همتون هستم، دعا كنين كه ايشالله عيد فطر اونجا باشم .... واي خداي من، يعني ميشه ... چرا كه نشه؟! من امام رضا رو به غربت خودش قسم دادم تا منو از اين غربت نجات بده، حالا يعنی ميشه اين روسياه رو نپذيره؟ .... تو رو خدا خيلي دعام كنين و قدر لحظه لحظه اين عمرتون رو با اين همه نعماتي كه خدا بهتون داده بدونين .... ايشاالله كه هيچوقت هم اسير غربت نشين كه بد درديه هرچند دردي كه از جانب دوست رسد٬ پس نكوست

 

راستي دوستاي خوبم، اگه منو از برنامه هاي خاص دهه آخر ماه مبارك، مخصوصا شبهاي احيا (توي تهران) با خبر كنين واقعا ممنون ميشم، يه وقتم ديدين ديدار حاصل شد!! (گزارش سفر هم ايشالله سر فرصت وقتي برگشتم.)

 

فقط يك خواهش بزرگ دارم از همتون ... اونم اينكه خدا وكيلي همين الان كه اين رو خوندي يه دعا در حق ما كن و يك صلوات هم هديه به آقا امام زمان (عج) - با و عجل فرجهم بعد هم اگه دوست داشتين يك ام من بجيب  براي يكي از دوستانمون كه مريض هستند بخونين .... اجرتون با خود آقا انشاالله ....

 

 

التماس دعاي مخصوص توي سحرهاي اين ماه ....

 

اللهم عجل لوليك الفرج ....

 

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸۳