السلام عليک يا ابا عبدالله

** بسم رب الحسين **

 

باز محرم شد و دلها شکست ....

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


اين صبح تيره باز دميد از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است


گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات عالم است


گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است


جن و ملک بر آدميان نوحه مي کنند
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است


خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين
پرورده ي کنار رسول خدا، حسين

* * *

اين کشته ي فتاده به هامون حسين توست

وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست


اين نخل تر کز آتش جانسوز تشنگي
دود از زمين رسانده به گردون حسين توست


اين ماهي فتاده به درياي خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست


اين غرقه محيط شهادت که روي دشت
از موج خون او شده گلگون حسين توست


اين خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمين شده جيحون حسين توست


اين شاه کم سپاه که با خيل اشگ و آه
خرگاه زين جهان زده بيرون حسين توست


اين قالب طپان که چنين مانده بر زمين
شاه شهيد ناشده مدفون حسين توست


چون روي در بقيع به زهرا خطاب کرد
وحش زمين و مرغ هوا را کباب کرد


* * *

التماس دعا زير خيمه اباعبدالله ...

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤