الهی من لی غيرک ...

بنــام اللـه آن جانــبخــش جانـــها        صــــفـاي هـــردل وروح روانــــها

 خداوندي كه رحمان ورحيم اسـت     به موجودات هستـي او كريم است  

 

 

الهی من لی غيرک ...

 

اگه توی اين دنيا کارمون دست يکی باشه - رييس٬ استاد٬ معلم٬ کارفرما ... يا يکی که قراره کار و مشکل ما رو حل کنه فقط کافيه يک قرار باهاش داشته باشيم٬ اونوقتِ که خودمون رو ميکشيم که هر جور شده سر وقت به اين قرار برسيم و حتما وقتمون رو حفظ کنيم و بريم٬ حتی اگه شده از کارهای ديگه ميزنيم برای اينکه به اين قرار ملاقات برسيم. از چند وقت قبلش خودمون رو براش آماده ميکنيم: چی بگم٬ چی کار کنم٬ چه جوری باشم که طرف خوشش بياد و راضی باشه٬ احترام بذارم٬ چند دقيقه قبلش حتما ميريم سر قرار٬ هيچ چيز نبايد مانع نبايد مانع ما باشه و حتما بايد به اين قرار برسيم - همه چيز در برابر اين ديگه هيچه ... خلاصه اينقدر اهميت داره که ....

 

ولی اونوقت در برابر کسی که در واقع همه کارهای ما دست اونه٬ هستی ما از اونه٬ اونه که بايد اين کارهای ما رو جور کنه٬ اونه که بايد رييس و مرئوس رو٬ استاد و راهنما رو وسيله قرار بده تا ما با هدفمون برسيم٬ اونه که اگه نخواد هر چقدر هم که بدوئیم به هیچ جا نمیرسیم٬ اونه که بايک اشاره زندگی ما رو دگرگون ميکنه - کن فيکون - از اينها بگذريم خالق ماست٬ آفريدگار ماست٬ صاحب ماست٬ ما همه مخلوق و بنده اوئيم ... اونوقت وقت ملاقات او که ميرسه٬ وقت نداريم٬ حال نداريم٬ کار داريم٬ حالا باشه بعدا و هزار و يک دليل و بهونه مسخره دیگه .... حاضر نيستيم چند دقيقه از اين زندگی که مديون اوئيم رو بذاريم تا از او مسئلت بخواهيم ....

 

اينقدر غرق در دنيا و کارهامون شديم که ديگه صدای اذان و مؤذن رو نمي شنويم - صدای ندای معشوق رو نمي شنويم هنگاميکه ما رو به سوی خودش فرا می خونه ...

چقدر زيباست وقتی که در اوج کارهای دنيا با شنيدن اين صدا همه چيز رو رها کنيم و به سوی او بريم٬ او رو صدا بزنيم٬ به او ثابت کنيم که ما بنده و او مولای ماست ...

 

هيچ تا به حال فکر کردين که چقدر ارزش نماز بالاست؟ درستِ هميشه این رو شنيديم و ميدونيم ولی آيا تا به حال به درستی به اون فکر کرديم؟

 

نماز عين بندگي و عبوديت است. هدفِ خلقت رشد و كمال و رسيدن به اوست و راه رسيدن به او پلي چون نماز را مي طلبد كه شايد ما هيچ وقت به درستي نتونيم به عمق اسرار اون پي ببريم.

 

خدايا، بارالها ... چرا از درك حقيقي اين فريضه غافلم؟ چرا لياقت و توفيقِ بندگي واقعي ازم سلب شده؟ چرا ....؟ ميدونم .... ميدونم بخاطر گناهانمِ .... گناهاني كه روز به روز بيشتر و بيشتر ميشه و صفحه نامه اعمالم رو سياه و سياه تر مي كنه .... خدايا ولي با همين روي سياه و كوله بار گناهم

باز هم به سوي تو ميام – هر چند هر بار به تو پشت كردم،

باز هم عهد مي بندم – هر چند هر بار توبه شكستم،

باز هم از تو كمك مي خواهم  – هر چند هر بار رو به غير از تو كردم،

باز هم چشم اميد به عفو تو دارم – هر چند هر بار آلوده تر اومدم،

ولي خدايا من جز تو كسي رو ندارم، جز در اين خانه راه به جاي ديگه اي ندارم، كريم تر از تويي سراغ ندارم، مهربونتر از تويي نمي شناسم .... الهي بكرمك العفو العفو العفو ....

 

 

"نماز در همه حالات، حتي در ميدان نبرد و در سخت ترين آزمايشهاي زندگي اولويت خود را از دست نمي دهد. انسان هميشه به نماز محتاج است و در عرصه هاي خطر محتاج تر."

. ـ . مقام معظم رهبری . ـ .

 

اللهم عجل لوليک الفرج ...

***  مجنون ***

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸۳