السلام عليك يا علی بن موسی الرضا (ع) ....

** بنام تنها پناه آشفتگان ديار سرنوشت **

السلام عليك یا علي بن موسي الرضا (ع)

السلام عليك یا علي بن موسي الرضا (ع)

 

سلام به همه دوستان خوب و با صفا

بالاخره ما هم باز اومديم و اين سفر رويايی تموم شد! هرچند خيلی کوتاه بود ولی به دنيا می ارزيد. جای همتون خالی بعد از سالها دوری بالاخره امام رضا (ع) طلبيد و ما هم سعی کرديم استفاده کنيم ولی چه کنيم که ضرفيتمون کم بود و شايستگی بهره برداری بيشتر بهمون ندادن ... بگذريم٬ در آستانه ميلاد با برکت اون غريب الغرباء٬ ثامن الائمه٬ امام رضا (ع) هستيم و من خيلی دلم تنگ حرم و بارگاه باصفاشه ... ولی حتما خيلی از شماها اين عيد رو اونجايين و از نزديک با آقا درد دل ميکنين ... توی اون دعاهاتون و راز و نيازهاتون با آقا يادی هم از تمام غريب هايی بکنين که دلشون اونجاست ولی فرسنگها فاصله دارن ... سفارش ما رو هم بکنين.

خب ولی حالا واسه اونايی که مثل ما دورن و دلتنگ ... ميگن : ~بعد منزل نبود در سفر روحانی~ بياين با نگاه به اين گنبد طلا دلامون رو ببريم توی حرم باصفاش و زمزمه کنيم:

يا امام رضا (ع)

 

دوست دارم نگات کنم، تو هم منو نگاه کنی
من تو رو صدا کنم، تو هم منو صدا کنی

قربون چشات برم از راه دوری اومدم
جای دوری نميره اگه به من نگاه کنی

يا علی موسی الرضا ميشه به من نگاه کنی
اونقده رضا ميگم تا دردمو دوا کنی

رضا رضا رضا رضا ...

ميشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه؟
ميشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی؟

قربون کبوترای حرمت امام رضا(ع)
قربون اين همه لطف و کرمت امام رضا(ع)

دلمو گره زدم به پنجرت دارم ميرم
دوست دارم تا من ميام زود گره ها رو واکنی

تو که آخر گره رو واميکنی امام رضا(ع)
پس چرا امروز و فردا ميکنی امام رضا(ع)؟

 

التماس دعای فراوان ....

يا علی

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ،۱۳۸۳