دهه فجر مبارک!!

** هو  المحبوب **

 

<<  انقلاب ما هبوط مذهب است                              

                              انفجار نور در عصر شب است >>

 




... در کوچه باغ خاطرات انقلاب ...

 

(حجت الاسلام و المسلمين محتشمی)

امام در حالی به ايران وارد شدند که شور و شعف بر مردم حاکم بود و خود ايشان هم تعبير جالبی در اين مورد دارند. بعد از سخنرانی در بهشت زهرا امام اظهار تمايل کردند که به داخل جمعيت بروند. يک عکس هم از امام هست که نه عمامه دارند و نه عبا و وسط جمعيت گير افتاده اند. امام فرموده بودند که:

من احساس کردم که دارم قبض روح ميشوم.

تعبير امام اين بود که:

بهترين لحظات من همان موقعی بود که زير دست و پای مردم داشتم از بين ميرفتم.

*****

(سرتیپ محسن رفيقدوست)

خاطره ای که دارم مربوط به روز ۱۵ بهمن٬ يعنی سومين روز ملاقات حضرت امام بود که بهد از ظهر خواهران به ملاقات امام آمدند. به هنگام شب ما از اورژانسی که در مدرسه مستقر کرده بوديم٬ آمار گرفتيم و متوجه شديم که آن روز حدود ۸۱۷ نفر از خانمها غش کرده بودند. خوب وقتی که آنها غش می کردند٬ مجبور بوديم که آنها را روی برانکارد قرار دهيم و مواظب باشيم که مو و دست و پای آنها پيدا نباشد. اين مسئله به حضرت امام عرض شد و پيشنهاد شد که : اجازه دهيد خانمها به ملاقات شما نيايند.

با شنيدن اين جمله امام فرمودند:

شما خيال می کنيد که اعلاميه های من يا سخنرانيهای شما شاه را بيرون کرد؟!
همين زنها شاه را بيرون کردند. با آنها با احترام رفتار کنيد.

*****

 

<<  انقلاب ما ظهور نــــور بود                              

                              نعره دف٬ ناله تنبــــور بود >>

 

 

  
نویسنده : مجنون ... ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳